تبلیغات
وبلاگ شخصی علیرضا شاکری - داستان جالب در مورد بهره وری
 
درباره وبلاگ


سلام خدمت همه عزیزانی که بر این رقعه مجازی تفالی میزنند و در شمار خوانندگان این صفحه ورودشان را حک میکنند امیدوارم از مطالب این تاربرگ لذت ببرید .


مدیر وبلاگ : علیرضا شاکری
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
وبلاگ شخصی علیرضا شاکری
نابود شد ، كسی كه ارزش خود را ندانست. حضرت علی(ع)
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 22 مهر 1392 :: نویسنده : علیرضا شاکری

مورچه هر روز صبح زود سر کار می رفت و بلافاصله کارش را شروع می کرد با خوشحالی به میزان زیادی تولید می کرد . رئیسش که یک شیر بود، ازاینکه می دید مورچه می تواند بدون سرپرستی بدین گونه کار کند، بسیار متعجب بود . بنابر این بدین منظور سوسکی را که تجربه بسیار بالایی در سرپرستی داشت و به نوشتن گزارشات عالی شهره بود، استخدام کرد . اولین تصمیم سوسک راه اندازی دستگاه ثبت ساعت ورود و خروج بود او همچنین برای نوشتن و تایپ گزارشاتش به کمک یک منشی نیاز داشت عنکبوتی هم مدیریت بایگانی و تماسهای تلفنی را بر عهده گرفت . شیر از گزارشات سوسک لذت می برد و از او خواست که نمودارهایی که نرخ تولید را توصیف می کند تهیه نموده که با آن بشود روندها را تجزیه تحلیل کند او می توانست از این نمودارها در گزارشاتی که به هیات مدیره می داد استفاده کند بنابراین سوسک مجبور شد که کامپیوتر جدیدی به همراه یک دستگاه پرینت لیزری بخرد او از یک مگس برای مدیریت واحد تکنولوژی اطلاعات استفاده کرد .

مورچه که زمانی بسیار بهره ور و راحت بود، از این حذ افراطی کاغذ بازی و جلساتی که بیشترین وقتش را هدر می داد متنفر بود شیر به این نتیجه رسید که زمان آن فرا رسیده که شخصی را به عنوان مسئول واحدی که مورچه در آن کار می کرد معرفی کند این سمت به جیر جیرک داده شد . اولین تصمیم او هم خرید یک فرش و نیز یک صندلی ارگونومیک برای دفترش بود این مسئول جدید یعنی جیر جیرک هم به یک عدد کامپیوتر و یک دستیار شخصی که از واحد قبلی اش آورده بود، به منظور کمک به برنامه بهینه سازی استراتژیک کنترل کارها و بودجه نیاز پیدا کرد اکنون واحدی که مورچه در آن کار می کرد به مکان غمگینی تبدیل شده بود که دیگر هیچ کسی در آن جا نمی خندید و همه ناراحت بودند در این زمان بود که جیر جیرک، رئیس یعنی شیر را متقاعد کرد که نیاز مبرم به شروع یک مطالعه سنجش شرایط محیطی وجود دارد با مرور هزینه هایی که برای اداره واحد مورچه می شد، شیر فهمید که بهره وری بسیار کمتر از گذشته شده است بنابر این او جغد که مشاوری شناخته شده و معتبر بود را برای ممیزی و پیشنهاد راه حل اصلاحی استخدام نمود جغد سه ماه را در آن واحد گذراند و با یک گزارش حجیم چند جلدی باز آمد، نتیجه نهایی این بود: تعداد کارکنان زیاد است حدس می زنید اولین کسی که شیر اخراج کرد چه کسی بود؟ مسلماً مورچه؛ چون او عدم انگیزه اش را نشان داده و نگرش منفی داشت..





نوع مطلب : علمی، طنز، 
برچسب ها : داستان جالب در مورد بهره وری،
لینک های مرتبط :


شنبه 26 آبان 1397 12:26
عالی بود
لطفا از سایت ما هم دیدن نمایید. آیلان بار
جمعه 24 مرداد 1393 18:58
زمینه ی تخصصیی که فعلا نداریمممممممم اما ازشیمی ی چیزایی میدونم...اونم برای المپیاد
علیرضا شاکری: انشاا... در هر زمینه ای که در آینده ورود میکنید موفق باشید
چهارشنبه 22 مرداد 1393 20:38
پس خیلی هم نباید از خودم ناامید شم......هیچ کدوم از اینایی که گفتینو نمیدونم چین
علیرضا شاکری: نه بابا این چه حرفیه بالاخره هرکسی در زمینه تخصصی خودش مسائلی رو میدونه همونطوری که شما در مسائل تخصصیه خودتون چیزایی رو میدونین که بنده نمیدونم
دوشنبه 20 مرداد 1393 21:21
ممکنه کمی نکته ی مهم مدیریتیش رو بشکافین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چ نکته ی مدیریتی داشت؟؟؟؟؟؟
علیرضا شاکری: سراسر متن نکات مدیریتی و مهندسی صنایع بود . از بهره وری و کنترل گرفته تا اضافه شدن بوروکراسی و تشریفات زاید اداری ، به بند کشیده شدن روح انسانی توسط سازمان ، بزرگ شدن سازمان ، سلسله مراتب فرماندهی (اصولگرایی فایول) ، به کارگیری اصول ارگونومی ، چرخه عمر سازمان ، مسائل رفتار سازمانی ، انگیزش و... همه اینها از مباحث و سرفصل های عمده متون مدیریتی و مهندسی هستند
شنبه 18 مرداد 1393 23:52
چقدر شیرررررررررر نامرددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددی
علیرضا شاکری: مطلب نکته مهم مدیریتی و مهندسی داشت زیاد محو خود ماجرا نشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر